از استقبال تا بدرقه/ شهری که «زیر سایه خورشید» درخشید

شانزدهمین دوره کاروان زیر سایه خورشید در دهه کرامت توسل و زیارت به علی ابن موسی الرضا(ع) را به شهرها و روستاهایمان برد و راه خراسان را در همین گیلان به کاممان رساند...

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از گیلان، نوشین کریمی_
قرار ما هر صبح و عصر ساعت هشت به وقت عاشقی امامی است که می گویند غریب الغرباست، اما غریب نیست. هر روز سمت مشهد می ایستیم و این شوق دیدار را در دل زمزمه میکنیم و کسی چه میداند وقتی کبوتر دلت تند تند بال میزند اضطرابش پر نکشیدن ازین بام و صحن و سرا است...

یک استان را به نام او می شناسند و یک کشور را کربلای خودش کرده.

آنقدر مهربان است که حتی ضامن آهوان خسته در راه مانده می شود و آنقدر کریم است که وقتی ببیند نمی توانی به زیارتش بروی خودش زمینه حضور و زیارتش را فراهم می کند.

دلم پر میکشید برای یک دل سیر زیارت و خادمی پای آستان قدسی اش، شک کردم در این سال هایی که نطلبیده و قسمت نبوده تا به زیارتش بروم نکند فراموشم کرده است.

اما خبر رسید که خادمان حرمش در شانزدهمین دوره جشن های مردمی و بین المللی «زیر سایه خورشید» اول خرداد وارد فرودگاه سردار جنگل رشت می شوند.

روز موعود فرا رسید و مراسم استقبال از سوی کانون جوانان رضوی استان گیلان انجام شد.

حالا که قسمت شده بود به عنوان خبرنگار در رکاب این خادمان، خبرهای گوشه و کنار این سفر را پوشش دهم دلم قرص شد به اینکه آقای مهربانی ها حواسش به تک تک دلدادگانش هست و می خواهد تو برایش مشق این سفر را بنویسی.

دو گروه چهار نفره از خادمین حرم رضوی با این کاروان به گیلان آمدند تا شهر به شهر و روستا به روستا، طبق برنامه ریزی های هماهنگ شده، مردمی را که توفیق زیارت امام رضا(ع) را مثل من نداشتند به فیض زیارت پرچم متبرک حرم برسانند.

حجت الاسلام احمد صابری تولایی و حجت الاسلام روح الله امامی پور 2 روحانی و علی رحمتی، علی وزیری، ابوالفضل برادران فرد و محمد علاقه بند از خادمان اعزامی مشهد مقدس بودند که قرار بود تمام دلتنگی هایمان را با سلامی گرم در کوله بارشان بگذارند و با خود به حرم ببرند.

از این رو شوق و ذوق وصف ناپذیری برای ما گیلانی ها به وجود آمده بود که خادمان حرم رضوی را که حامل پرچم مقدس بارگاه امام رضا(ع) هستند، می دیدیم.

وقتی که طبق برنامه در شهرستان لاهیجان و در بیمارستان دکتر پیروز و سپس در آسایشگاه سالمندان این شهر حضور یافتند و یا زیارت غیر منتظره پرچم مقدس حرم رضوی را در خوابگاه دانشجویان دانشگاه گیلان فراهم کردند دیدن این فضای معنوی، حال و هوای دلت را خوبتر می کرد.

و حتی جشن ازدواجی که با حضور کاروان زیرسایه‌ خورشید در گیلان برگزار شد و پرچم سبز حرم رضوی، جشن ازدواج عروس نیازمند گیلانی را متبرک کرد و دعای خیر خادمان حرم امام هشتم بدرقه راه این زندگی شد، برایم بسیار تاثیر گذار بود.

حتی در این سفر «امن یجیب» بیمارانی که با توسل به پرچم بارگاه امام هشتم(ع) امیدوارتر زمزمه شد و همراهان بیماران و کادر درمانی که به فیض زیارت نیابتی هشتمین امام رئوف، امام علی بن موسی الرضا(ع) رسیدند دلچسب تر از هر زیارتی بود که با پای جسم می توانستم بروم.

چهارمین روزی بود که خادمان مهمان گیلانی ها بودند و زمان آن رسیده بود که هر یک از مردم ولایتمدار با شاخه ای گل، در استقبالی با شکوه از میدان بسیج (فلکه صیقلان) رشت میزبان خادمین امام رضا(ع) باشند و این مسافران حرم قدسی را تا حرم حضرت معصومه اخری_خواهر کوچک امام رضا(ع) بدرقه کنند.

خیابان مملو از جمعیت شده بود و میشد اوج تصویر عشق برادر به خواهر را ترسیم کرد.

بدون شک یکی از صحنه های ناب در این مراسم استقبال دهه هشتاد و نودی های گیلان از کاروان زیر سایه خورشید در رشت بود که به چشم می آمد.

حضور پرشور جوانان و نوجوانانی که در زیر آسمان پرچم رضوی، حال و هوای دیگری داشتند و گاهی باران چشم هایشان بود که بر گونه هایشان می ریخت و گاهی ذوق ذوق رسیدن دست هایشان برای لمس گوشه ای از پرچم متبرک...

و در نهایت رشتوندانی که قدوم کاروان خدام رضوی (زیر سایه خورشید) را بر دیده گذاشته بودند و مانند کبوتران در صحن و سرای حرم خواهر امام و حریم برادر، به این نوکری افتخار می کردند.

هوای گرم و سوزانی که گویا خورشیدش بیشتر می خواست آسمان رشت، در هوای مشهد نفس بکشد و شوق زیارتی که زنان و مردان رشتی را به استقبال خادمان این بارگاه ملکوتی آورده بود تا بار دیگر به دنیا نشان دهد ایران و عقیده اش وصف ناشدنیست.

با آنچه در اطرافم می دیدم و به ثبت می رسید می گفتم، این آقا، آقای بزرگیست، گرچه خودش غریب، خواهرانش غریب و زائرانش غریبند اما با تحفه ای غیرمنتظره، با حضوری بی خبر، با کاروانی آرام آرام می آید و در کوچه و خیابان شهر ما چه مشهد بزرگی برپا کرده است.

خادمانی که کل هفته را به مزار سردار شهید محمدعلی حق بین در صیقل بنه شهرستان لنگرود، نماز جمعه و حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع) تالش، دانشگاه گیلان و چند بیمارستان رفتند، حتی قبول زحمت کردند و پرچم حرم رضوی را به پاسگاه مرزی باغ سیروس رساندند، جایی که نقطه صفر مرزی گیلان است و سربازان وطن با دل و جان به حراست از این حریم مشغولند، آنان که خودشان غریب در این دیار بودند میزبان خادمان بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج(ع) شدند تا فرصتی داشته باشند ضمن ادای احترام نظامی به ساحت مقدس امام هشتم، توفیق زیارت نصیبشان شده باشد.

گرچه شاید جشن بزرگ 4000 نفری میلاد حضرت امام رضا(ع) در سازمان منطقه آزاد تجاری بندرانزلی که همراه با اجرای گروه سرود ۱۵۰ نفری نونهالان و نوجوانان تبار میرزا بود قابل توصیف نباشد اما چیزی که بیشتر به چشم می آمد متانت و صبوری خادمانی بود که در این شلوغی برنامه های پشت همی، حتی ساعتی را برای حضور در منزل جانباز مرحوم دفاع مقدس و عیادت از فرزند معلول ایشان خالی کردند و به دیدار مادر شهید«مسعود صادقی» هم رفتند.

خستگی برای خادمین معنا نداشت، چون بار مسئولیتی که بر دوش داشتند بیشتر احساس میشد. آنان که ساعتی در جمع پرسنل سپاه بودند و ساعتی در جمع پرسنل نیروی انتظامی شهرستان تالش، به رستم آباد رفتند و بر سر مزار مطهر شهید خوشنام شهر، مورد استقبال حضور پرشور مردم بخش اسالم، در مسجد جامع خلیفه آباد قرار گرفتند. حضور در مسجد گلشن بندرانزلی و در مسجد جامع سنگر، حضور در صحن حرم مطهر آقا سید ابوجعفر(ع) بندرکیاشهر، دیدار دانشجویی در مزار شهدای گمنام پیام نور، دیدار با فرمانده سپاه قدس گیلان، دیدار با ائمه جماعت شهرستان های شرکت آب و فاضلاب استان، حضور در بیمارستان ۱۷ شهریور کودکان، حضور در جمع مردم شهرستان های صومعه سرا، رودسر در اجتماع بزرگ امام رضایی ها و... تا یادمان باشد هر کجا هستیم باشیم اما، باز زیر بیرق آفتاب هشتمیم.

در این لابه لای رفت و آمدها، کانون جوانان رضوی استان در استقبال از کاروان زیر سایه خورشید خدام حرم امام رضا(ع)، روز را شب گره زده بودند و در رکاب مولای عشق رسم مهمان نوازی به جا می آوردند...

اما جشن عبادت دخترانه ای که با عنوان «من مثل معصومه» برگزار شد صدای نقاره های حرم خواهر و برادری را به گوش میرساند تا یادت بیاورد تمام تلاش دشمن برای کمرنگ کردن اعتقادات و باورهای مردم راه به جایی نخواهد برد. در این مراسم باشکوه که بیش از ۸۰۰ نفر حضور داشتند، ۴۰۰ دختر جشن تکلیف خود را برای آغاز یک مسیر معنوی، با فراگیری احکام حلال و حرام، شناخت محرم و نامحرم و چگونگی راز و نیاز با خدا، برگزار کردند.

فصل فصل کار و رنج بود، فصل کشت برنج و روستاهای گیلان سراسر دل مشغولیشان داشتن آب برای سیراب کردن زمین و نشاء برکت.

خیلی هایی که وقتی محصولشان بالا می آید اولین کارشان کنار گذاشتن خرج سفر به مشهد است... و چه زیبا که در مسیر راه خودروی حامل خادمین که از دیدار با خانواده شهید اسلامی در روستای اشمنان طالم از توابع بخش مرکزی در شهرستان خمام عبور میکردند، وقتی زنان زحمتکش تا زانو در گل فرو رفته را دیدند ایستادند، و دستان رنج کشیده شالیکاران را متبرک به سوغات مشهد کردند.
و پس از آن گویی عطر حرم بود که در شالیزارهای گیلان به مشام میرسید.

یکی دیگر از جلوهای زیبا در همراهی این کاروان، استقبال نمازگزاران مادر و دختر مسجد جامع تالش، ورزشکاران و زنانی که با لباس محلی، همراه با سبزه و گل و تمثال شهدا به پیشواز خادمین حرم آمدند، بود.

کاروان خادمین حرم رضوی طی روزهای باقی مانده با حضور در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، زندان ها، دانشگاه پیام نور رشت و... حال و هوای دل ها را معطر به فضای زیارت کرده و دقایقی آنان را مدهوش صحن و سرای مشهد مقدس نمودند، همچنین با ورود به دیگر ادارات، سازمان ها، نهادها در جشن های رضوی حاضر شدند.

اما شبی که به یمن میلاد امام رضا(ع) آسمان شهر رشت، باران ستاره ها شد و خیابانی از نور، جشن بزرگ خانوادگی ما را برای این مولود مبارک، جلوه ای رضوی بخشید.

گرچه قبل از آماده سازی فضای پیاده راه فرهنگی که با همکاری شورای شهر و شهرداری رشت در حال اجرا بود باران های نقره ای در هوای بهاری گیلان باریدن گرفتند و غبار خستگی از تن مسافران شستند و فضا را برای یک شب بیاد ماندنی مهیا کردند گمان نمیکردیم جمعیت از آنچه که پیش بینی داریم بیشتر شود.
پیش بینی ما برای حضور 5هزار نفر بود اما با توزیع برگه های قرعه کشی به حاضران در مراسم، مشخص شد که بیش از 25 هزار نفر در این جشن حضور یافته اند.

مراسمی که با نورافشانی همراه بود و شب میلاد فرخنده ضامن آهو، امام رئوف، غریب الغربا، معین الضعفا، امام علی ابن موسی الرضا(ع) را برای ما شیعیان علوی بیادماندنی تر کرد.

باورم نمیشد این دهه و این 13 روز چگونه اینقدر زود گذشت. صبح و شام با خبرهای کاروان این شهر و آن شهر، این روستا و آن روستا، این اداره و آن سازمان رفتیم و رفتیم و رسیدم به لحظه خداحافظی...
داخل حیاط کانون جوانان رضوی نشسته ایم و یکی اشک می ریزد و یکی عکس میگیرد و یکی آنطرف تر یواشکی نامه ای میدهد به دست یکی از خادم ها تا برایش به حرم ببرد.
ذکر مصیبت امام حسین(ع) و دعا برای فرج امام زمان(عج) و صلوات بر امام رضا(ع) زینت بخش این محفل پایانی بود.

به قول حجت الاسلام احمدصابری تولایی_یکی از روحانیون کاروان که میگفت: آدم ها باید نسبت به خود و سرمایه ای که دارند معرفت داشته باشند و باید بدانیم که عشق به ائمه و امام رضا(ع) یک سرمایه تمدن ساز است.
می گفت: چیزهایی در زیر این پرچم و در گذر از این شهر و روستاها دیده ایم که در خود حرم ندیده ایم.
می گفت: پرچمش سایبان ایران است و بدون شک خدا این برکت را به ما داده تا زیر این پرچم باشیم و چه نیکو اگر بتوانیم این حال و هوا را در طول سال حفظ کنیم.

راست می گفت، باید از امام رضا(ع) بخواهیم «به وقتمان، به قلممان، به زندگیمان برکت دهد.» ما باید نسبت به سرمایه ای که داریم معرفت داشته باشیم...

اهدای تبرکی از سوی آستان به حاضران و گرفتن عکس های یادگاری و التماس دعاهایی که می رفت تا ما را به حرم برساند و  در نهایت بدرقه خادمین و پرواز مستقیم آنان به مشهد.
و طولی نکشید که پیام تصویری که خادمین پس از رسیدن به حرم برای ما ارسال کردند تا کمال معرفت و امانتداری را نشان دهند «دم دمای اذان مغرب به افق مشهد مقدس، به رسم امانتداری بابت قولی که به همه عزیزان استان گیلان دادیم، حامل سلام شما بودیم، به نیابت از همه شما این سلام را دم نماز مغرب از صحن پیامبر العظم و در باب الجواد(ع) به آقاجانمان علی ابن موسی الرضا رساندیم...»

جشن های دهه کرامت امسال هم به پایان رسید، به فاصله یک استقبال و یک بدرقه.

کد خبر 1271521

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha