دلگویه شاعران استان فارس در رثای مولای متقیان

۲ شاعر برجسته استان فارس در وصف مولا علی(ع) سروده های خود را تقدیم کرده اند که آن را در سالروز شهادت مولای متقیان تقدیم حضورتان می کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان در استان فارس، عبدالرضا کوهمال جهرمی و ایوب پرندآور از شاعران فرهیخته کشور و استان فارس، در رثای مولای متقیان امام علی(ع) اشعار خود سروده اند که آن را تقدیم مخاطبان می کنیم.

 

از علی خواستم که بنویسم
قلمم گم در آن فضایل شد
حق مطلب ادا نشد، اما
چه نگاهی به دست سائل شد

 

ما گدایان خیل سلطانیم 
او ولی نعمت خداوندش
درجات بهشت اهل یقین 
بسته به طول و عرض لبخندش

 

در مقامش کمیت ما لنگ است
محو در این همه کمال و صفات
«ما عرفناه حق معرفته»
عاجزند از سرودنش کلمات

 

ذات مستغرقی به ذات خدا
در جمالش همیشه پابرجاست
گرچه مخفی است قدر و منزلتش
چه هوالظاهری در او پیداست

 

او زبان سلیس شعر خداست
نکهت روضه الجنان بویش
غرق عطر گل محمدی است
هر دهانی شود ثنا گویش

 

اصل تفسیر موی او «واللیل»
معنی «والضحا»ست چشمانش
صبح آیینه نگاه علی است
پلک خورشید تحت فرمانش

 

کوه بالاتر از هر آنچه که هست
پیش بالای او چه کو‌تاه است
قاب قوسین زیر پاهایش
کعبه هم سینه چاک این راه است

 

نام او رمز «علم الاسما»
عدل و دادش محک به میزان هاست
کوه تمثیل هیبت و جاهش
او «شدیدالقوا»به میدان هاست

 

لحظه در لحظه هرکجا باشد
دست پروردگار یار علی است
لافتی شان تیغ حیدری ش
چشم حق هم به ذوالفقار علی است

 

مثل منظومه های نورانی
خانه ی او ستاره باران است
روی بام محقر خانه 
رد پای خدا نمایان است

 

داغ زهراست رمز هر آهش 
سر خود را که می برد در چاه
می کشد از دل آه و می گوید
دم به دم «لا اله الا الله»

 

بحث احقاق حق شوهر نیست
یک ولایتمدار باید بود
با رجز های حیدری گاهی
با زبان، ذوالفقار باید بود

 

روزه مکشوف تر نیامده است
از شب غسل زیر پیراهن
آستین ها میان دندان و...
ناله ی کودکان و بغض حسن

 

یک غرور شکسته بعد از آن
پشت بغضش همیشه پیدا بود
وقتی از فاطمه سخن می گفت
لرزه ای در صدای مولا بود

 

باورت می شود که شیر خدا
مرد میدان هو و یاهو ها
از غریبی و بی کسی سر را 
بگذارد به روی زانو ها؟!...

 

گیج بدعهدی و نفاق و دروغ
شهر لذت سرای عشوه گری است
کینه های سیاه اجدادی
مرض لاعلاج فتنه گری است

 

من در این بیت با خدای خودم
مصرعی درد مشترک دارم
مثل آیینه های عرش خدا
در غبار دلم ترک دارم

 

آدم این درد را کجا ببرد؟!
عاقبت تیغ کینه کاری شد
«اشهد ان...» عشق را کشتند
آسمان غرق گریه زاری شد

 

شب ، چراغی نداشت بعد از او
شهر تصویری از جهنم شد
گریه های ندارها، غمگین
زندگی مردن مجسم شد

 

صبر ایوب، پیش صبر حسن 
قطره ای در مقابل دریاست
بوسه ی تیرها به تابوتش
بی گمان ابتدای عاشوراست

 

تازه این سومین غم زهراست
داغ از این دست بس فراوان است
راز آزادگی ما خون است
مرگ مشق شب شهیدان است

 

تشنگی، خیمه، خنجر و گودال
بوی عطری عجیب می آید
از همین چند سطر پایانی
تا ابد بوی سیب می آید

 

عبدالرضا کوهمال جهرمی

--------------------------------------------


 

شیرینی ذکر علی
چون عسل هست که طعمش به زبان می چسبد،
نام شیرین علی هم به دهان می چسبد 

بیشتر از همه اوقات یقین دارم من
بردن نام علی وقت اذان می چسبد 

خنکای جگر  تشنه ی ما ذکر علی ست
که چنان آب خنک در رمضان می چسبد

روزه داریم و از آن سفره ی افطارٍ علی
نان و خرما بدهد فاطمه جان می چسبد

قول داده که دم لحظه ی مردن برسد
لحظه ی مرگ، چقدر این هیجان می چسبد...

ایوب پرندآور

***  ***  ***


 

عشق علی آغاز شد از بای بسم الله
باید علی را بنگری هر جای بسم الله
نام علی آغاز رحمان الرحیمی هاست
یعنی علی باشد فقط هم پای بسم الله
دنبال معنایی برای نام او هستی؟
تنها علی باشد علی معنای بسم الله
نام علی مشتق از نام خداوند است
پس می گذارم من علی را جای بسم الله
قران جمالی مثل ماه چارده دارد
از بس علی شد یوسف زیبای بسم الله
دست علی بالا گرفت و خلق فهمیدند
حتی محمد هست از اجزای بسم الله
دست علی بالا که آمد آسمان فهمید
باشد فقط دست علی بالای بسم الله
دست علی وا می کند درهای رحمت را
دست علی وا می کند درهای بسم الله

دست علی دست خداوند است ایوالله
نام علی شیرینی قند است ایوالله

ایوب پرندآور

***  ***  ***

 

قرآن علی
نهج‌البلاغه نام قرآن علی باشد
آغاز بسم الله الرحمن علی باشد
این ذره جاری شده از چشمه ی خورشید
یک ذره از خورشید تابان علی باشد
خطبه به خطبه سوره سوره جزء در جزئش 
آیات نازل گشته از جان علی باشد
بی نقطه و با نقطه خواندن کار سختی نیست
وقتی الفبا تحت فرمان علی باشد
یک خطبه ی توحیدی اش را خواندم و گفتم
محکم ترین توحید، ایمان علی باشد
سیدرضی ها و کلینی‌ها و کافی‌ها
یک ذره از فضل فراوان علی باشد
از جرج جرداق مسیحی می شود فهمید
بسیار عاشق ، دل پریشان علی باشد
تنها نه شیعه در شگفت از خطبه های اوست
بسیار سنی مست و حیران علی باشد
از این حرم جایی نرو جایی نپر ای دل
جای کبوتر کنج ایوان علی باشد
 

ایوب پرندآور

***  ***  ***

 

 

الغدیر

باید قلم برداشت گرم واژه چینی شد
مشغول آیین نگارش های دینی شد

باید کناری، گوشه ای، کنجی فراهم کرد
با عشق او لبریز از چله نشینی شد

باید علی گفت و نوشت و خواند و غوغا کرد
صد چله سر مست از می این همنشینی شد

باید کتاب فضل مولا را نگارش کرد
با دغدغه باید پی واژه گزینی شد

هر جا کتابی هست باید رفت و آن را دید
صدبار خواند  و  باز غرق نکته بینی شد

مهر علی را چون عسل باید به جان نوشید
تا این که چون زهرا امیرالمومنینی شد

 عشق علی از آسمان ها آمده بر خاک
باید شهید این چنین  عشق زمینی شد

در عشق می باید رود خاکسترت بر باد 
در عشق  باید مثل علامه جزینی* شد

باید همیشه محو لطفی آن چنانی بود
باید همیشه مست عشقی این چنینی شد

باید که از  حبل الشیاطین روی گردانید
باید که با مهر علی حبل المتینی‌شد

چل سال باید روح رب العالمینی داشت
چل سال باید رحمة للعالمینی شد

چل سال باید الغدیری ساخت در سینه
چل سال باید مثل علامه ، امینی شد

 

ایوب پرندآور

***  ***  ***

 

 

کد خبر 1261438

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha